السيد الخميني
72
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
كوچك مخلوط به هزار كثافت و مبعّدات خود را طلبكار حق تعالى و مستوجب رحمت داند . خوب است اكنون ما قدرى در اعمال حسنهء خود تفكر كنيم و افعال عباديه كه از ما صادر مىشود قدرى در تحت اعتبار عقل آورده با نظر انصاف به آنها نظر كنيم ببينيم آيا به واسطهء آنها ما مستوجب مدح و ثنا و مستحق ثواب و رحمت هستيم ، يا لايق لوم و عقاب و غضب و نقمت . و اگر حق تعالى ما را به واسطهء همين اعمالى كه در نظر ما حسنه است به آتش قهر و غضب بسوزاند بجا است و موافق عدل است . من اكنون خود شما را در اين سؤالى كه مىخواهم بكنم حكم قرار مىدهم و از شما به نظر انصاف ، بعد از فكر و تأمّل ، تصديق مىخواهم . و آن سؤال اين است كه اگر نبى اكرم ، صلوات اللّه عليه و آله ، كه صادق و مصدّق است ، به شما خبر دهد كه اگر در تمام عمر عبادت خدا كنيد و اطاعت اوامر او نماييد و ترك شهوات و خواهش نفس نماييد ، يا در تمام عمر خلاف گفتهء او كنيد و مطابق ميل نفسانى و شهوات خود رفتار كنيد ، در درجات آخرت شما فرقى نمىكند و در هر صورت شما اهل نجات هستيد و بهشت خواهيد رفت و از عذاب ايمن خواهيد بود ، نماز كنيد يا زنا كنيد تفاوتى ندارد ، ولى رضاى حق تعالى فقط در اين است كه شما عبادت او كنيد و ثنا و مدح او نماييد و ترك شهوات خود و ميلهاى نفسانى را در اين عالم نماييد ، در مقابل اين هم اجرى نمىدهند و ثوابى عطا نمىكنند ، آيا شما از اهل معصيت مىشديد يا اهل عبادت ؟ شما ترك شهوات مىكرديد ، و لذات نفسانى را بر خود براى رضاى حق تعالى و خاطر خواهى او حرام مىكرديد يا نه ؟ شما باز مواظبت به مستحبات و جمعه و جماعات مىنموديد يا منغمر در شهوات و ملازم لهو و لعب و تغنيات و غير ذلك مىگرديديد ؟ با يك نظر انصاف بدون ظاهر سازى و رياكارى جواب دهيد . بنده از خودم و كسانى كه مثل خودم هستند خبر مىدهم كه اهل معصيت مىشديم و اطاعات را تارك و فاعل مشتهيات نفسانى مىشديم . پس ، از اين نتيجه حاصل شد كه تمام كارهاى ما براى لذات نفسانى و براى اداره كردن بطن و فرج است . ما شكم پرست و شهوت پرستيم : ترك لذت براى لذت بزرگتر مىكنيم . وجههء نظر و قبلهء آمال ما راه انداختن بساط شهوات است . نماز كه معراج قرب الهى است ما به جا مىآوريم براى قرب به زنهاى بهشت ! ربطى به تقرب حق ندارد ، مربوط به اطاعت امر نيست ، با رضاى خدا هزاران فرسنگ دور است .